تلگرام
اینستاگرام
آپارات
آپارات
فیسبوک
توییتر
گوگل پلاس

پدرام امینی : نوازندگی گیتار مسابقه بوکس نیست

0

هم آهنگ – پدرام امینی ابیانه خواننده واستاد قدیمی گیتار است که علاوه‌بر سال‌ها تدریس وتربیت نوازندگان شاخص در کارنامه هنری خود آلبوم‌های زیادی از قبیل «آتش» ( یک تا پنج)، «مادر» و… را منتشر کرده است. او که کاندیدای ثبت رکورد گینس است به عنوان آهنگساز با خوانندگان بسیاری در خارج از کشور همکاری داشته است. گپ وگفتی با این هنرمند در رابطه با تاریخچه گیتار در ایران و وضعیت آموزش این ساز در فضای آکادمیک و آموزشگاه‌ها داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

گیتار ساز پرطرفداری است که جذابیتش برای جوانان زیاد است؛این ساز در ایران چقدر قدمت دارد و تاریخچه ورود آن به ایران به چه سالی برمی‌گردد؟

همیشه در مورد تاریخچه گیتار در دنیا صحبت شده است، گیتار اصالتا سازی اسپانیایی است ولی شاید راجع به تاریخچه این ساز در کشور ما کمتر صحبت شده باشد. این ساز در شکل و شمایل امروزی‌اش هفتاد سال است که به ایران آمده و وارد شدن آن به صورت آکادمیک نبوده است؛ فکر می‌کنم کسانی که تار وسه‌تار می‌زدند دست بر گیتار برده‌اند، به همین دلیل گیتار امروزه بیشتر بیانگر موزیک ایرانی شده است تا اسپانیایی. معمولا با مضراب نواخته می‌شد و در طول دسته حرکت می‌کردند در صورتی‌که این شیوه اشتباه است مانند مدل سه‌تار است. نام‌هایی هم که برمی‌گزیدند اشتباه بود مثلا یکی از خوانندگانی که برای اولین‌بار گیتار را روی صحنه به دست گرفته بود را سلطان جاز اطلاق می‌کردند در صورتی که سبک او جاز نبود، پاپ بود.

آیا به نظر شما امکان استفاده از روش‌های جدید، آسان‌تر و بهتری برای آموزش گیتار وجود دارد و آیا خودتان در این راه قدمی برداشته‌اید؟

همیشه سبک‌های مختلف را امتحان می‌کردم و توانستم چند کتاب هم در این زمینه منتشر کنم. مداوم روش‌های مختلف را تست می‌کنم و اکنون هم در حال تلاش هستم، فضای آموزشی خود را مطابق با روش‌های به روز پیش ببرم. با توجه به این‌که جوان‌ها علاقه به نوازندگی به صورت گوشی و بدون نت دارند؛ برای آموزش بهتر، یک نرم افزار و اپلیکیشن طراحی کردیم که در زمینه آموزش بسیار موثر بوده است.

فکر می‌کنید در آموزش موسیقی در ایران چه موضوعاتی مغفول مانده است؟

ببینید، به موازات مسئله تدریس گیتار مسئله‌ای که همیشه ذهن من را درگیر خود کرده این است که وقتی کسی کلاس ورزشی مثل کاراته می‌رود در آن‌جا یاد می‌گیرد که این ورزش برای دعوا کردن نیست و ابتدا اخلاق آن رشته را به او آموزش می‌دهند ولی فرهیختگان موسیقی ما کمتر حرفی از فلسفه و اخلاق هنر به شاگردانشان یاد می‌دهند یعنی از شاگرد خود نمی‌پرسند چرا تو گیتار یاد می‌گیری؛ این‌گونه چون و چراها خیلی مهم است که باید اساتید به آن توجه کنند. فلسفه و روح حاکم بر هنر شامل موارد بسیاری همچون محبت، اصلاح، خلاقیت، همدلی، تلاش در جهت کاهش آلام انسانی و… است. اگر کسی فلسفه و روح حاکم بر هنر را درک نکند، موفقیت صرف در تکنیک‌پردازی به چه دردش می‌خورد؟

اکنون نسبت به گذشته فضای آموزشی موسیقی و همچنین فضای آکادمیک چقدر پیشرفت کرده است؟

زمانی که راجع به این جریان از دوستانم مثلا کیوان ساکت که در دانشگاه مشغول تدریس است می‌پرسم، از این بابت‌ها بسیار ناراضی است. شاید گرفتاری‌ها و سرگرمی‌ها باعث شده که جوان‌ها مثل گذشته وقت وانرژی خود را برای آموزش موسیقی نگذارند؛ در گذشته ما ۱۵ ساعت کامل تمرین می‌کردیم؛ اکنون هم به‌طور متوسط روزی ۱۰ ساعت تمرین گیتار دارم. در کل فضای آموزشی بسیار محدود است و بسیاری از آموزشگاه‌ها را متخصصان اداره نمی‌کنند؛ اکثریت مدیران آموزشگاه‌ها کسانی هستند که آشنا داشته‌اند و بعد مجوز گرفته‌اند ولی طبق آمار استقبال جوان‌ها از گیتار بی‌سابقه است.نشان دادن ساز هم در تلویزیون خیلی وقت است که ممنوع شده و این موارد است که موجب جذب جوانان به موسیقی شده است.

در زمینه آموزش به خصوص درباره ساز گیتار آسیب‌هایی هم وجود دارد. درباره این آسیب‌ها بگویید؟

هنر صرفا وقتی تبدیل به شغل شود مشکلاتی پیش می‌آورد. مثلا شاگردی داشتم که در حال حاضر ایران نیست. او زمانی هر روز در همشهری آگهی می‌داد که در یک جلسه پنج آهنگ یا یک ماه پنجاه آهنگ را آموزش می‌دهد؛ اینها شعارهای الکی و تبلیغات کاذب هستند چون مقدمات آموزش و نت‌خوانی و مهارت‌های اولیه فقط دو ماه طول می‌کشد. چگونه ادعا می‌کنند که در ۱۰ جلسه نوازنده حرفه‌ای می‌سازند؟ اینها تبلیغات دروغ است و کسی نباید گول این حرف‌ها را بخورد.

از سوی دیگر متاسفانه نوازندگان وقتی به نقطه‌ شکوفایی می‌رسند، هیچ امکاناتی برای توسعه فعالیت‌هایشان وجود ندارد. به عنوان نمونه خود من ازکسانی هستم که از سفیر اسپانیا جایزه گرفته‌ام و کارخانه الحمراء وکوئنکا مدتی اسپانسر کارهای من بوده‌اند و از آنها گیتار هدیه گرفته‌ام با این وجود هیچ وقت هیچ متولی موسیقی‌ای به من نگفت تو که صد کنسرت خیریه برگزار کردی اجازه داری فلان برنامه را هم اجرا کنی البته از کسی توقعی هم نداریم و همیشه تلاش می‌کنیم که کار اخلاقی را انجام دهیم اما بحث این است که جوان سال‌ها حرفه‌ای آموزش ببیند و حرفه‌ای تمرین کند، باید کجا نتیجه‌اش را ببیند؟

نظرتان درباره برگزاری مسابقات خوانندگی و استعدادیابی که از برخی شبکه‌های خارجی پخش می‌شود چیست؟

متاسفانه آنها هم یک‌سری مسابقه غیرحرفه‌ای راه می‌اندازند، فارغ از این‌که، گیتار که مسابقه بوکس نیست. همه در موسیقی خوب و دوست داشتنی هستند، هرکسی باید با خودش سنجیده شود، مسابقه اصلی زمانی شکل می‌گیرد که ببینیم چه کسی مخاطبان زیادتر و بیشتر یا با کیفیت‌تری دارد. گاهی اوقات مسابقاتی را برگزار می‌کنند ولی هیچ وقت ندیدیم از شرکت‌کنندگان سوالات تخصصی و درستی پرسیده شود مثلا گام این آهنگ چیست یا تو این بخش را فالش خواندی یا چرا فلان قسمت بهمان تحریر را زدی؛ فقط داوران با لغات بازی می‌کنند که «من رنگ صداتو دوست دارم» و از این دست تعارفات. متاسفانه داورانی که انتخاب می‌شوند موسیقیدان‌های خوبی نیستند. آنها سواد درستی در موسیقی ندارند. به ندرت داوری پیدا می‌شود که موزیسین باشد. در ایران هم همین است. هرگز ندیده‌ام خواننده موفقی به عنوان داور در مسابقات استعدادیابی حضور داشته باشد. باید از استادان پیشکسوتی چون شجریان، شهرام ناظری یا افرادی که سال‌ها در این زمینه تجربه دارند و از دانش کافی برخوردار هستند به عنوان داور برای حضور در این مسابقات دعوت شود و نه افرادی که خودشان تازه کارشان را آغاز کرده‌اند. این مسابقات هم مثل فوتبال است؛ کسی که نتواند خوب گل بزند نمی‌تواند داور شود. این روزها فقط وجه نمایشی موسیقی است که به آن پرداخته می‌شود.

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

پاسخ دهید

کانال تلگرام هم‌آهنگ